آيينهٴ اوضاع اجتماعي و از جهاتي تفكر اجتماعي است. كتاب مرد توانگر و جذامي را در نظر بگيريد كه منظومهاي است مفصل (قريب 15,000 بيت) و در سال 1352 بهوسيلهٴ يكي از كشيشان لافِر (بر كناره رود اُواز) سروده شده، همچنانكه از عنوان آن پيداست، از حكايت مرد دولتمند و فقيري به نام ايلعاذر (انجيل لوقا، باب
16، آيات 19 ـ 13) اقتباس شده است و در آن از هفت گناه كبيره، دعاي رباني، احكام عشره (ده فرمان)، شعاير هفتگانه، هفت هديهٴ روحالقدس، اعتراف، روزهاي يكشنبه و اعياد و بررسي مقامات مختلف جهان به ترتيب زير سخن رفته است: پاپ، كاردينالها، مطرانها، راهبان، كشيشان عادي و كاننها، راهبهها، شاهان، اميران، قاضيان، وكيلان دعاوي، صرافان، دفترداران و سردفترداران، شاهدان دروغين، قاتلان، قلبزنان، ميخانهداران، فالبينان، سربازان، قماربازان و غيره. اين ترتيب توالي مضحك است.
نميدانم چه مقدار معلومات در مورد عادات و رسوم سدهٴ چهاردهم ميتوان از آن منظومه كسب كرد، چون بخشي از مطالبش مربوط به دورههاي قبلي است و از آثار پيشين اقتباس شده است.
بنا به اظهار شخص موٴلف، مآخذ اصلي او دو منظومه است، داستان بخشش و بينوا، كه رانكلوس دو موايان1 در پايان سدهٴ دوازدهم تأليف كردهاست.
هنگامي كه اين كانُن شريف لافر سرگرم تهذيب اخلاق مردم پيكاردي بود، يك كانُن اهل نورماندي، يعني نيكول اُرام آمادهٴ پرداختن به كار بزرگتري ميشد. او ذهني علمي داشت و ميخواست مردم فرانسه را با بهترين معلومات سياسي موجود آشنا سازد. آن بهترين معلومات تازه نبود، بلكه هفده قرن پيش در لوكيوم آتن تدريس ميشد! با اينهمه
سياست ارسطو تنها در سال 1260 توسط ويلهلم موربكي در اختيار خوانندگان لاتيني قرار گرفت. از آن پس قديس توما و پير اوورني بر آن شرح نوشتند و اينك گروه كوچكي از علما و افراد علاقهمند به مسائل اجتماعي با افكار سياسي ((جديد)) آشنا شده بودند. اُرام بر آن شد تا اين افكار را به گوش عدهٴ بيشتري برساند و بدين منظور
هم سياست و هم اخلاق و تدبير منزل را به زبان فرانسه ترجمه كرد.
ولي اين افكار براي اغلب مردم باسواد واقعاً بسيار تازه و پيشرفته بود و توفيق اجتماعي ناچيزي بهدست آورد.
بهعلاوه اُرام عميقاً به مسائل اقتصادي علاقه داشت؛ او از نخستين محققان مسائل پولي بود (بعداً به اين موضوع خواهم پرداخت)؛ او را بزرگترين اقتصاددان سدههاي ميانه ناميدهاند.
درست است كه مقام علمي او بهخاطر گرايشهاي اخترگويي خدشهدار شدهاست. اين از دو جهت نارواست، اول اينكه بايد بهخاطر داشت اخترگويي در مقياس اجتنابناپذيري بر افكار مسلط بود. آميزهٴ اخترگويي با تاريخ و سياست در آثار جوواني دا لنيانو و پيِر دالي به خوبي